عیدقربان
عید قربان، روز کامل شدن خویشتن خویش است و روز رهیدن از خویشتن خویش نیز است و در این طریق روز رسیدن به اوج دلداگی نیز محسوب می شود.
حال که وادی عرفات که مرحله شناخت است را با ذکر و دعا و خودشناسی پشت سر نهاده ای و مشعر را که محل شعور و آگاهی است، تجربه کرده ای و سلاحی برای مبارزه با شیطان اندوخته ای، اکنون به منی رسیده ای که سرزمین رسیدن به عشق و دلباختگی است.
عید قربان، امروز فرا رسید و زمان رهایی از هر آنچه غیر خدایی است، تجلی یافت و تو زائر منایی، درست نخستین قربانگاه مشی و طریق ابراهیمی هستی.
عید قربان، یعنی ای زائر که تا این مرحله آمده ای از هر چه تعلق است دور شو، یعنی خود را از هوای نفس بری ساز، یعنی از حصار تنگ خودخواهی بیرون آی.
با رسیدن به مرحله قربانی، دیگر چیزی نمانده به عشق برسی و حاجی شوی.

حب علی
ای مرد ؛
همسرت که حسینی باشد
تو را زهیر خواهد کرد ...
و
ای بانو ؛
مردت که حسینی باشد
تــو را زهرایی خواهد کــرد ...
شک نکن

عمره: تفاوت من با دخترانی چون خودم در این بود
که آنها سال ها در پی شوهر بودند و من در پی همسفر!
آنها همبالین می خواستند و من همراه...
من به دنبال مرامی بودم که مریدش باشم...
مرامی که نشانش حب علی است...
حجاب

☁ ✦ ☁ ✦ ☁ ✦ ☁ ✦
شـما دُختـر خـانومی کـه آرایـش میـکنی
لبـاسای جذب می پـوشی
موهـاتو گـوشاتـو ناخُنای لاکــــ زده یِ رنگی رنگی تو
بـه رُخ میکشی...
شمـایی کـه ما دُختـرای محجٌـبه رو مسخـره میکـنی
شمـایی کـه فـک میکـنی مـا از پشـت کـوه اومدیم !
بـاید بگـم سخـت در اشتـباهی
تفـاوت منــــ مـحجٌبـه با شـما اینـه که
منـــ [[ گـدایِ نـگاهِ دیگـران نیستم ]]
[[ تـنهـا نـگـاهِ خُـدایَم مـَرا کـافیـست... ]]
روزعشق

خداوندا روزت مبارک ... ![]()
روز عشق را فقط به تو می توان تبریک گفت...
تو که عشقت آسمانیست...
و ثمره ی عشقت آرامش است...
تو که رنگ و بوی عشقت فرق میکند...
تو عشقت خالص و ناب است...
تو بی حساب میدهی...
بی دلیل توبه میپذیری..
بی توقع برکت میدهی...
و بی منت یاری میکنی ...
واقعا که تنها تو سزاوار کلمه ی عاشق هستی...
عشقی که خالصانه به بنده ات تقدیم میکنی...
دوست داشتنهای ما بوی نیاز میدهد...
عشقمان از روی هوس است تا محبت...
دوست داشتنمان برای دل خودمان است...
و توقع،زیربنای عشقمان است.
زندگی

زندگی یک پاداش است نه یک مکافات...فرصتی است
کوتاه...
تا ببالی ...
بدانی...
بیندیشی...
بفهمی...
و
زیبا بنگری...
در نهایت در خاطره ها بمانی...
مدل لباس 2016مجلسی
پنجره
درخت پشت پنجره دوستت دارد
دارد دستهایش را تکان می دهد
دارد می رقصد
تو نیز برخیز
برگهای سبزت را تکان بده
میوه های شیرینت را فرو بریز
برقص... برقص
تا دنیا از تو یاد بگیرد
زیبا باشد.
شاعر: شهاب مقربین
از مجموعه "سوت زدن در تاریکی"
چشمان

تو قِیـــد جـــُـمـلـه های عاشِــقانــه را بـــزَن
که اینـجا عاشقانـــه ها هَم به ما نمــیرسَنــد

برایــــ چشمــ هایمــ ،
نمـــــاز بارانـــ بخوانـــ …
اینـــ بغضـــ لعنتـــــــی امانمـــ را بریدهــ استـ ...
بخشش
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺒﺨﺸﯿﺪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ،
ﮐﻪ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺨﺸﯿﺪﯼ ﻭ ﻧﻔﻬﻤــــﯿﺪ ،
ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ !
ﮔﺎﻫﯽ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺻﺒـــﺮ ﮐﺮﺩ ...
ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ ،
ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺎﻧﺪﯼ ، ﺭﻓﺘﻦ ﺭﺍ ﺑﻠﺪ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﯼ !
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺮ ﺳﺮﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ،
ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯿﺪﻫﯽ ،
ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻨﺖ ﮔﺬﺍﺷﺖ ...
ﺗﺎ ﺁﻥ ﺭﺍ ﮐﻢ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻧﺪﺍﻧﻨــــﺪ !
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺪ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ،
ﮐﻪ ﻓﺮﻕ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ !
ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ...
ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﺍ ﻣﺘﺬﮐﺮ ﺷﺪ !
ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ...
ﯾﮑﺠﺎ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ...
ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﻧـــﺪ
برای همیـــــــــــــــــــــــــــــشه...





الهی! در شگفتم