دوست
چه شبی است!
چه لحظههای سبک و مهربان و لطیفی،
گویی در زیر باران نرم فرشتگان نشستهام.
میبارد و میبارد و هر لحظه بیشتر نیرو میگیرد.
هر قطرهاش فرشتهای است که از آسمان بر سرم فرود میآید.
چه میدانم؟
خداست که دارد یک ریز، غزل میسراید؛
غزلهای عاشقانهی مهربان و پر از نوازش.
هر قطرهی این باران،
کلمهای از آن سرودهاست.
درد را از هر طرف بخوانی میشود درد ..... !
اما درمان را از طرف دیگر ک بخوانی میشد نامرد ..... !
مواظب باش !
ک برای درد هایت ب هر درمانی تن ندهی ...... !
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۲ ساعت 11 توسط کاظم نقی زاده مقدم
|
الهی! در شگفتم