بهت نمی گم چیه

گل نازم
تو با من مهربون باش
واسه چشمام پل رنگین کمون باش
اسیر باد و بارونم شب و روز
گل این باغ بی نام و نشون باش
من عاشقی دلخونم
شکسته ای محزونم
پناه این دل بی آشیون باش
دلم تنگه تو با من مهربون باش
گل ناز آسمونم بی ستاره است
مثه ابرا دل من پاره پاره ست
دوباره عطر تو پیچیده در باد
نفس امشب برام عمر دوباره است
من عاشقی دلخونم
شکسته ای محزونم
پناه این دل بی آشیون باش
دلم تنگه تو با من مهربون باش
گل نازم بگو بارون بباره
که چشماتو به یاد من میاره
تماشای تو زیر عطر بارون
چه با من می کنه امشب دوباره
شب و تنهایی و ماه و ستاره
من عاشقی دلخونم
شکسته ای محزونم
پناه این دل بی آشیون باش
دلم تنگه تو با من مهربون باش

عشق یعنی ذره ذره سوختن عشق یعنی همچو شمع افروختن
عشق یعنی مبتلا گشتن به درد عشق یعنی اشک یعنی آه سرد
عشق یعنی گریه های بیکسی عشق یعنی حسرت و دلواپسی
عشق یعنی رمز پنهان وجود عشق یعنی رخنه ای در تارو پود
عشق یعنی پای تا سر اوشدن عشق یعنی یکدل و یکرو شدن
عشق یعنی جانفشانی بهر دوست عشق یعنی هر چه داری مال اوست
عشق یعنی گم شدن در تیرگی عشق یعنی بهت ،یعنی خیرگی
عشق یعنی داغ رسوای جنون عشق یعنی قلب تنها غرق خون
عشق یعنی گریه های زار زار عشق یعنی رقص بر بالای دار
عشق یعنی بستن میثاق خون گم شدن در وادی مرگ و جنون
عشق یعنی گور خود کندن به دست عشق تیری شد که بر قلبم نشست
عشق یعنی بی سبب رسوا شدن عشق یعنی گم شدن تنها شدن
عشق یعنی مرگ خودرا خواستن مردن و از قبر برپاخاستن
عشق یعنی دوزخ سوزان و زشت عشق یعنی راه پنهان بهشت
عشق یعنی ترس یعنی دلهره منتظر ماندن کنار پنجره
عشق یعنی مرگ قلبی بیگناه عشق آن چشم است که میماند به راه
عشق یعنی تو توای پیمان شکن عشق یعنی این دل خونین من
عشق یعنی در غمت جان میدهم زندگی را از کف آسان میدهم
عشق یعنی دیدن تصویر تو عشق یعنی خنده بر تزویر تو
عشق یعنی خلسه یعنی فکر تو چشم بستن بر دروغ و مکر تو
عشق یعنی حسرت آغوش تو آرزو تا سر نهم بر دوش تو
الهی! در شگفتم