من نه زیبا هستم و نه حتی دوست داشتنی

تنها می خواهم فاش شوم ... نگاهم کن

من سال هاست به تو می اندیشم و تنها خودم را در نگاهت جستجو می کنم

پس بگذار تا خودم را در تو ببینم

بگذار احساس کنم که برایت فاش شده ام...

نگاهم کن ...نگاهی

نگاهت راز دار خوبی است



من نه آزاده هستم و نه حتی آزاد

و تنها می خواهم اگر اسیر هستم و بنا بر اسارتی است

اسیر نگاه تو باشم

نگاهم کن ... نگاهی

نگاهت نگهبان خوبی است



من نه آگاه هستم و نه حتی مطلع

تنها می خواهم با نگاهت با من حرف بزنی

می خواهم که تمام حرف های گفتنی را از نگاهت بشنوم

نگاهم کن ... نگاهی

نگاهت سخنگوی خوبی است



من نه صبور هستم و نه حتی پر تحمل

تنها می خواهم در این جستجو های دل برای یافتن نگاهت با صبر آشنا شوم

نگاهم کن ... نگاهی

نگاهت آموزگار خوبی است



من نه عارف هستم و نه حتی عاشق

تنها می خواهم که با نگاهت انس بگیرم

نگاهم کن ... نگاهی

نگاهت مونس خوبی است



من تمام بدی هایم و تو تمام خوبی ها

تنها نگاهت را می خواهم

سر زده آمده ام

و تنها می خواهم نگاهی کنی بر این سرد پیکر ندار

نگاه تو عنایت توست

نگاهم کن ... نگاهی ... عنایتی ... نظری ...

نگاه تو جادو می کند خدایا...!


نگاهم کن ... نگاهی