یک پنجره
غم اومده خونه ی من انگشت بردر میزنه
مهمون ناخونده ی من هر شب به من سر میزنه
این غمه که در میزنه دلم براش پر میزنه
مهمون نا خونده ی من هر شب به من سر میزنه
زنگی زندون منه بعد از خدا گواه من چشم های گریونه منه
ای غم بیا ای غم بیا خوش اومدی خونه ی من
یه وقت نشه حوس کنی بری از دیاره من
..دل کوچکش جای تو نیست خونه ی تو دله منه
جای تو ای غم همیشه در قلب و مفحل منه
ای غم بیا ای غم بیا خوش اومدی خونه ی
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۰ ساعت 7 توسط کاظم نقی زاده مقدم
|

الهی! در شگفتم