ای خدای مهربان
پروردگارا ...
با باراني ترين نگاهم به درگاه ملكوتي تو پناه ميجويم ونام هاي مقدس تورا با ذره ذره
وجودم تكرار ميكنم: يانور... يانورالنور... يامنورالنور... ياكل نور... عاشقانه تو را
مي خواهم واميد دارم كه مرا بي اجابت نخواهي گذاشت...
وجودم خسته از آزمون هاي دشوار توست... مي گن صبر کوچيکت چهل ساله واي از روزي که تو بخواي چهل سال صبوري کني و ما بنده هاي کم طاقت تو نتونيم دووم بياريم...خداي مهربونم خسته ام!کي مي دونه درون اين چهره ي آروم من چي
مي گذره غير از خودت... من همونم؟
نه!
من ديگه حتي شب و روزت رو هم گم کردم.فقط اينو مي دونم که در سخت ترين و مهمترين جلسه ي آزمون تو قرار گرفتم؛ آره سخت ترينه چون که داري منو با عزيزانم با تکه هاي وجودم امتحان ميکني. تو هم مثل يه معلم سخت گير و دلسوز دست گذاشتي رو نقطه ضعفم...از خودت مي خوام که تو امتحانت دستم رو بگيري.
گله اي نيست ؛
تورا به خاطر داشته ها و نداشته ها و گرفته ها ستايش...
خدايا تو را تا ابد سپــــاس...
خدا رو می خوام نه واسه اینکه ازش چیزی بخوام
خدا رو می خوام نه واسه مشکل و حل غصه هام
خدا رو دوست دارم نه واسه ی جهنم و بهشت
خدا رو دوست دارم ولی نه واسه ی زیبا و زشت
خدا رو می خوام نه واسه ی سکه و پول و مقام
خدا رو می خوام که فقط تو رو نگه داره برام
خدا رو دوست دارم واسه اینکه تو رو بهم داده
خدا رو دوست دارم چون عاشق بودن رو یادم داده
خدا رو دوست دارم چون عاشقا رو خیلی دوست داره
خدا رو دوست دارم چون عاشق رو تنها نمی ذاره
خدا رو دوست دارم واسه اینکه حواسش با منه
خدا رو دوست دارم آخه همیشه لبخند میزنه
خدا رو دوست دارم واسه اینکه من و تو با همیم
خدا رو دوست دارم که می دونه ما عاشق همیم...
خدایا تو را به خاطر سه چیز سپاس گزارم:
دادن هایت
ندادن هایت
گرفتن هایت دادن هایت را نعمت
ندادن هایت را رحمت
گرفتن هایت را حکمت





الهی! در شگفتم