خاموش
من نگاه تو را شعر میکنم ، تو شعر مرا نگاه میکنی !
بازی عجیبی است شعر نگاه تو ،
روی قافیه های دلم می نشیند ...

تو رایحـــــــــــــــــــــه میدهی به عطــــــــــــــری که میزنی،
تو رنگــــــــــــ میدهی به لباســی که میپوشی،
توطعم میدهی به خوراکی ای که میخوری،
ومعنا میدهی به کلمات بی ربطی که
شعرهای من میشوند !

می کشم طرحی ز چشمان تو را
"جاذبه"شرمگین شود
ای مــــاه من
در کمال سادگی
بی نهایت ، بی نهایت تا خدا
دارمت دوستـــــــــ دارمت
ای عشـــق من
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۲ ساعت 14 توسط کاظم نقی زاده مقدم
|
الهی! در شگفتم