هستی هست

دیدنت...
" حتی از دور " آب بر آتش دل می پاشد
آن قدر تشنه ی دیدار توام
که به یک جرعه نگاه تو قناعت دارم
کاش میشد

به يک فرشته گفتم:برو و معشوقم که عاشقش هستم را ببوس!!
فرشته رفت و وقتي برگشت ديدم چشماش اشکيه و گريه کرده!!
به فرشته گفتم: معشوق مرا بوسيدي؟! فرشته گفت:
نه نشد !! به فرشته گفتم:چرا؟
فرشته مهربون گفت:دو فرشته هيچ وقت همديگرو را نمي بوسن !
+ نوشته شده در پنجشنبه ۶ تیر ۱۳۹۲ ساعت 12 توسط کاظم نقی زاده مقدم
|
الهی! در شگفتم