ناز

دوست دارم با نسیم سحری
شاخه ای از گل یاس
بوته ای از گل مریم
بغلی از گل سرخ
همه را دسته کنم تا بسازم
سبدی از پر طاووس سپید
تا که تقدیم کنم به عزیزی که دلم می خواهد
*******
در میان خوب رویان خوب روی من توئی
گر نترسم از خدا گویم خدای من توئی
*******
ناز این اندام نازت نازم ای ناز آفرین
ناز داری ناز نکن نازت بنازم نازنین

مثل مجروحی به مرهم مثل عاشقی به غربت
لحظه در لحظه عذاب لحظه های من بیتو
تجربه کردن مرگ زندگی کردن بیتو
*******
هر چه گوئی آخری دارد به غیراز حرف عشق
کین همه گفتندو پایان نیست این افسانه را
*********
نگاهت را نمی خواهم نه با مایی نه بی مایی
ز کارت حیرتی دارم نه با جمعی نه تنهایی
*********
ای که گفتی عشق را درمان به هجران کرده اند
کاش می گفتی که هجران راچه درمان کرده اند
*********
ای که از یار وفامی طلبی یار کجاست
همه یارند ولی یار وفادار کجاست
*******
ناله پنداشت که سینه ی ما تنگ است
رفت و برگشت سراسیمه که دنیا تنگ است
الهی! در شگفتم