آپلود سنتر نامحدود عکس و فایل پاتوق یو


چو گل های شقایق داغدارم / بیا پروانه شو بنشین کنارم بشو مرهم به زخم قلبم ای دوست / که خنجر خورده ی این روزگارم


من یاد خوش دوست به دنیا ندهم / لبخند خوشش به حور رعنا ندهم گر یاد کند مرا هر از گاهی چند / گرد رخ وی به چشم بینا ندهم با یک پلک زدن غافل از آن ماه نباشیم / شاید که نگاهی کند آگاه نباشیم


دوستان من مثل گندمند یعنی یه دنیا برکت و نعمت ، نبودنشان قحطی و گرسنگی و من چه خوشبختم که زردی خوشه های گندم در اطرافم موج میزند


اونقدر مرامت فابریکه که توى هیجا نمایندگى قطعاتش پیدا نمیشه


ما با نفس سلامت ای دوست ، خوشیم / از گرمی هر کلامت ای دوست ، خوشیم هرچند که افتخار دیدارت نیست / با زنگ خوش پیامت ای دوست ، خوشیم


فروغ چشم پر آبم تو هستی / دلیل اینکه بیتابم تو هستی اگرچه آدمی ناچیز هستم / خدا را شکر دنیایم تو هستی


گفته اند: روز محشر با کسی که دوستش داری محشور خواهی شد ! یعنی ما با هم ! چقدر برای تموم شدن دنیا بی تابم


وقتی برای موندنـت “فاصله ها” حَریص می شن واسه یه لحظه بودنت ” ثانیه ها ” عــزیز می شن


کاش دنیا یکبار هم که شده بازیش را به ما می باخت مگر چه لذتی دارد این بردهای تکراری برایش؟!


طالب پرواز هستم، مقصدم چشمان توست، یاس پرپر گشته ام، مرهمش دستان توست. با یک پلک زدن غافل از آن ماه نباشیم شاید که نگاهی کند آگاه نباشیم !


لعنت به مردم شهری که همه در آن می لنگند ! به کسی که راست راه می رود می خندند ... !!!


از آسمان ندا آمد که ثروت دنیا را میخوای یا یک دوست خوب ? گفتم هیچکدام ! چون دوستی دارم که اندازه تمام ثروت دنیا برام ارزش داره !!!


چو گل های شقایق داغدارم / بیا پروانه شو بنشین کنارم بشو مرهم به زخم قلبم ای دوست / که خنجر خورده ی این روزگارم


قلب من قطعه ای از مزار تنهایی هاست,غم دنیاست که در گوشه قلبم پیداست,وقتی احساس کنم نیمه ای از جان منی , بی تو هر جا بروم باز وجودم تنهاست


شمع جانسوز توأم اين گونه خاموشم مكن دركنارت نيستم اما فراموشم مكن شمع من گريه نكن پروانه میخواهد تورا عاقبت جان میدهم مردانه میخواهم تورا


دکترشریعتی چه عاشقانه گفت; من تورا دوست دارم.تو دیگری را.ودیگری دیگری را واینگونه است که همه تنهاییم


اینجا زمین است ، زمین گرد است ! تویی که مرا دور زدی فردا به خودم خواهی رسید !!!! حال و روزت دیدنیست....


هرکس که غریب است خریدار ندارد سرگشته و تنهاست دگر یار ندارد دانی که چرا نیست نام و نشانی ؟ یک فرد زمین خورده خریدار ندارد


اگه ۱ روز ۱ شاپرک / تو خونتون کشید سرک یه خرده یاد من بیفت / نگو ولش کن به درک ! دلامون بزرگه تنگش نکنیم،زندگی آسونه سختش نکنیم، رفاقت قشنگه تلخش نکنیم


دلم باغی پر از ریحان و گل بود / به روی رود عشقت مثل پل بود نگاهم کردی و ویران شد این دل / مگر چشم تو از قوم مغول بود ؟


میشه پروانه بود و به هر گلی نشست اما بهتره مثل تو مهربون بود و به هر دلی نشست


نگران نباش... امسال سرما نمیخورم...آخه کلاهی که تو سرم گذاشتی تا گردنم را گرفته!!


هر روز این دوستی یکطرفه را طی میکنم یکبار هم تو گامی بدین سو بردار نترس جریمه اش با من !