کوله بارم بر دوش، سفری باید رفت،

سفری بی همراه،

گم شدن تا ته تنهایی محض،

یار تنهایی من با من گفت:

هر کجا لرزیدی،

از سفرترسیدی،

تو بگو، از ته دل

من خدا را دارم...
 

http://www.uplooder.net/img/image/41/297a6d516865d3e4342a3aa5b4f1a64d/Avazak_ir-Beauty104.jpg

نشاني از تو ندارم

اما نشاني ام را براي تو مينويسم

در عصرهاي انتظار به حوالي بي کسي قدم بگذار

خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو

کلبه ي غريبي ام را پيدا کن

کنار بيد مجنون خزان زده و کنار مرداب آرزوهاي رنگي ام

در کلبه را باز کن

به سراغ بغض خيس پنجره برو حرير غمش را کنار بزن مرا خواهي ديد

با بغضي کويري که غرق عصاره انتظار است

پشت ديوار دردهايم نشسته ام