يادته روزي كه باهم رسيديم اول جاده؟

گفتي تا آخرش هستم اگه سختيش هم زياده

با تموم آرزوها پا توي جاده گذاشتيم

ديگه راهمون يكي بود چه روزهاي خوبي داشتيم

حالا بي تو تك و تنها ميون جاده مي شينم

دست تو دست يه غريبه تو رو توي جاده مي بينم

واسه ي كدوم گناهم اين عذاب قسمت من شد؟

واسه ي شكنجه با غم اين دفعه نوبت من شد

واسه بي پناهي تو كه دلت خونه ي غم بود

جون پناه قلب پاكت شونه ي من مگه كم بود ؟

تا كه پرواز تو نگاهت عادت چشماي من شد

قصمون به سر رسيد و لحظه ي جدا شدن شد