فدای عشق
به سلامتي حرفاي دلت که به کسي نگفتي....
به سلامتي اينکه کوه درد بودي ولي دم نزدي.....
به سلامتي تنهاييات ولي تنهايي رو دوست نداشتي...
به سلامتي ارزوهايي که نتونستي لمسشون کني.....
به سلامتي عشقي که طالعش به اسمت نبودولي...
هنوزم دوسش داري....
به سلامتي شبهايي که تو تنهاييات گريه کردي ولي...
نميدونستي براي چي....
به سلامتي دوست و ادمايي که از پشت خنجر زدن
پیکت را ببر بالا و بنوش رفیق
به سلامتی فاحشه های شهرمان ...
که جز خود
کسی رانفروختند

+ نوشته شده در چهارشنبه ۴ دی ۱۳۹۲ ساعت 8 توسط کاظم نقی زاده مقدم
|
الهی! در شگفتم