مدل بستن روسری وشال

ادامه نوشته

مدل لباس

قلب یخی

دفتر عشـــق که بسته شـد
دیـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم
خونـم حـلال ولـی بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پایه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونیکه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوری تو کارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
برای فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا باید فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتی میگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازی عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نمیکنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاکیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاریکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیم
دوسـت ندارم چشمای مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب میشه تصمیم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تیر خــــــــــــــــــلاص رو
ازاون که عاشقــــت بود
بشنواین التماسرو

ادامه نوشته

مهدی موعود

بسم الله الرحمن الرحیم

آسمان

به آسمان نگاه کن به ابرهای آن بنگر نسیم ملایم را احساس کن

چه زیباست پرواز و چه سخته وصف این احساس

این زیبائی از کجاست این هنرمند قدیر که آسمان را به رنگ آبی و ابرها را به رنگ سفید کشیده کیست و کجاست

پرندها رو ببین راز پرکشیدنشون دست کیست

آیا وجود اورا احساس نمی کنی که همه جاست ایا این ابر و این آسمان نشانه ی زیبای او نیست آیا این نسیم های که می وزد خبری

از وجود او به تو نمی دهد ،غفلت را رها کن که او همیشه تو را میطلبد و برای ابدیت می خواند

ادامه نوشته

معنای عشق یعنی این

عشـق     یعنـی هـمون سـلام اول

عـشق یعنـی مـایه قـوت قـلـب

عشق یعنی انفجار احساسات

عشق یعنی کم کردن فاصله ها

عشق یعنی کلید یک رابطه ای محکم

عشق یعنی در موفقیت هم شریک بودن

عشق یعنی کاری کنی که راحت پیدات کنه

عشق یعنی مثل اشرف زاده ها باهاش رفتار کنی

عشق یعنی کسی رو داشته باشی که ازت محافظت کنه

عشق یعنی وقتی باهاش قرار داری به خودت برسی

عشق یعنی یک عالمه حرف رو با یه اشاره گفتن

عشق یعنی هولش بدی تو یک مسیر درست

عشق یعنی یه بازی که تمومی نداره

عشق یعنی از هیکلش تعریف کنی

عشق یعنی من وتو ما میشویم

عشق یعنی حرفشو باور کنی

عشـق یـعنی جادوش کنی

تنهاتوبمان برایم

 تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسك یاهو ، متحرك             www.bahar-20.com

 گاهی وقت ها  دلم برای خودم تنگ میشه

گاهی وقتا احساس میکنم خیلی تنهام

ولی این حس تنهایی بهم ارامش میده

یه ارامش خاص

یه چیزی توی مایه های لذت نوشیدن اب

 بعد از یک عطش طولانی

 مگذار گذشت در دلت گم بشود

مجذوب طلسم سیب وگندم بشود

مگذار زندگی به این شیرینی

قربانی یک سوء تفاهم بشو

مجنون گز زآتش لیلی سرخ است!

یا لاله به هر دلیلی سرخ است ؟؟؟

شرح دل ما حیف که پنهان باشد

این صورت مابه هر سیلی سرخ است.

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

 

 برگ در انتهای زوال می افند ومیوه درابتدای کمال.

بنگر

که چگونه می افتی

چون برگی زرد یا سیبی سرخ ؟؟؟


 

 

باز امشب غزلی کنج دلم زندانی ست

آسمان شب بی حوصله ام طوفانی ست

هیچ کس تلخی لبخند مرا درک نکرد

های های دل دیوانه من  پنهانی ست.

 
 
 

کدمداحی

کد مداحی عباس نجل المرتضی از حاج محمود کریمی

                                             

                       

ادامه نوشته

تنهایی

کسی دیگر نمی کوبد در این خانه ی متروک ویران را

کسی دیگر نمی پرسد چرا تنهای تنهایم

و من چون شمع می سوزم و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند

و من گریان ونالانم و من تنهای تنهایم

درون کلبه ی خاموش خویش اما

کسی حال من غمگین نمی پرسد

و من دریای پر اشکم که توفانی به دل دارم

درون سینه ی پر جوش خویش اما

کسی حال من تنها نمی پرسد

و من چون تک درخت زرد پائیزم

که هر دم با نسیمی می شود برگی جدا از او

و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند

 

روزهایی که میگذرد...

شادمانم خدا همراهمه

مطمئنم  نمی زاره تنهابشم

مطمئنم روزگار واتفاقات همونی میشه که من میخوام

اما نمیدونم بازم چرا این قدر می ترسم

وای دوباره ترس

نمیدونم چرا این قدر نگران میشم

دوباره استرس

وقتی به آسمون نگاه میکنم از خودم میپرسم چرا به خدایی که تونسته آسمون به این بزرگی رو بیافرینه اعتماد ندارم؟

اخه چرا؟

چرا فکر میکنم مشکلم بزرگتر از خداست؟

ادامه نوشته

هرقاصدک یک؟

 

هر قاصدکی یک پیامبر است .

 ساکت و ساده و سبک بود ، قاصدکی که داشت می رفت .

فرشته ای به او رسید و چیزی گفت .


قاصدک بی تاب شد و هزار بار چرخید و چرخید و چرخید .  

قاصدک رو به فرشته کرد گفت :

ادامه نوشته

عشق اول

ميگن هيچ عشقي تو دنيا مثل عشق اولي نيست

ميگذره يه عمري اما از خيالت رفتني نيست

داغ عشق هيچ كي مثل اون كه پس ميزندت نيست

چه بده تنهاشي وقتي هيچ كسي هم قدمت نيست

چقدر سخته بدوني اون كه مي خوايش نمي مونه

كه دلش يه جاي ديگه است و همه وجودش مال اونه

چه بده براي اون كه جون ميدي غريبه باشي

بگي مي خوام با تو باشم

بگه مي خوام كه نباشي...

هیچ کس

بی تو شب های شبیخون زده مهتابی نیست

چشم تاریک مرا هم به خدا خوابی نیست

از من ِ پاره دلِ زخمی ِ باران خورده

آنچه در این غزل سوخته می یابی نیست

دست های تو شده معجزه ی هر روزم

غیر نور تو که سجاده و محرابی نیست

غیر بوی تو گلم! عطر گل یاسی کو؟

جز حروف تو عزیزم غزل نابی نیست

آری! عاشق شده ام تشنه تر از این باشم

قلب ویران شده ام برکه ی سیرابی نیست

چه کسی جای تو را در دل من میگیرد؟

هیچ کس غیر تو نیلوفر مردابی نیست!


ادامه نوشته

زینب کوچولو

 

ادامه نوشته

عشق تودنیا

هرچی عشق توی دنیا

من میخواستم ماله ماشه

اماتو هیچ وقت نذاشتی

بینمون قصه نباشه

فکر میکردم بای بوسه

باتو هم خونه میمونم

نمیدونستم نمیشه

اخه بیتو نمیتونم

گله میکنم من از تو از تو که این همه بیرحمی

هزار بار مردم از عشقت توکه هیچ وقت نمیفهمی

بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی؟

دستهایم تا ابد تنهاست ، می دانی؟

آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو

زیستن یک لحظه هم ، بی جاست ، می دانی؟

هر چه می خواهیم – آری – از همین امروز

از همین امروز ، مال ماست ، می دانی؟

گرچه من ، یک عمر همزاد عطش بودم

روح تو ، هم – سایه دریاست می دانی؟

دوستت دارم!» - همین ! – این راز پنهانی

از نگاه ساکتم پیداست ، می دانی؟

عشق من ! – بی هیچ تردیدی – بمان با من

عشق یک مفهوم بی « اما» ست ، می دانی؟

ادامه نوشته

تقدیم به فرشته ی زندگیم

تقدیم به فرشته زندگیم

  • تو نبودي و من با عشق نا آشنا بودم....
  • تو نبودي و در نهان جانه دلم جايت خالي بود.......
  • تو نبودي و باز به تو وفادار بودم........
  • تو نبودي و جز تو هيچ كس را به حريم قلبم راه ندادم......
  • و تو آمدي.از دوردستها......
  • از سرزمين عشق......
  • تو مرا با عشق آشنا كردي.....
  • با تو تا عرش دوست داشتن سفر كردم........
  • تو مفهوم عاشق  بودن را به من آموختي..........
  • با تو كامل شدم.......
  • با تو بزرگ شدم......
  • با تو الفباي عشق را اموختم.......
  • نداي قلب عاشقم را به گوش همه رساندم......
  • به تو و كلبه عاشمان باليدم.......
  • تو نيمه گمشده ام شدي........
  • حال كه اينچنين شيفته توام باش تا در كنارت آرامش بيابم....
  • حتي براي لحظه اي از من جدا نشو......
  • بدون تو دستم سرد است........
  • بدون تو آغوشم تهي و لبريز درد است......
  • به حرمت عشقمان...
  • به حرمت لحظات زيبايمان..........
  • مرو كه بي تو من هيچم.......
  • بمان با من.....
  • بدان كه تا ابد نام تو بر قلبم حك شده........
  • بدان كه عشقمان هميشه پاك خواهد ماند.............
  • به وفايم ايمان داشته باش...............
  • تا به تو نشان دهم معني واقعي واژه عشق را

ادامه نوشته

ساعت دلتنگی

وقتی عقربه های عجول ساعت اتاقم هر روز تند تر از دیروز به سوی خط پایان می دوند وقتی صدای قهقهه ی عبور لحظه ها  را می شنوم وقتی به زلالی گذشته و گریه های شبانه فکر می کنم وقتی که احساس شیرین و شیشه ای ((عشق )) را دورتر و دورتر از امروز می بینم که گاهی با نگاهی خسته برایم دست تکان می دهد دلم برای خودم تنگ می شود .

دلم برای ((من )) برای احساسم برای خاطره هایم تنگ می شود . برای منی که یادش داده اند تا همه چیز را - حتی عشق را - به چشم منطق نگاه کند اما مگر احساس عقل را می شناسد ؟

راستش از این همه منطق گریزانم . دلم برای آن همه احساس بی منطق تنگ شده برای خودم برای احساس دوباره ی لحظه های ناب و پر اضطراب عشق . برای دل لرزه برای گریه .

این گونه که می شوم یقین پیدا می کنم که هنوز سیاه نشده ام . که هنوز می توانم شیشه ای باشم . این احساس به من می گوید قرار نیست تا همیشه در روز مرگی های تلخ غوطه ور باشم . به من حالی می کند که همیشه می توان عاشق بود . آری همیشه . اگر چشم هایم را باز کنم و نگاهم رو به آسمان باشد .

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود .

آری ! همیشه بی خبر از حال خویشتن بودم ...

 

میدونی اینو

مي دوني؟میخوام

يه اتاقي باشه گرمه گرم..روشنه روشن..

تو باشي منم باشم..

کف اتاق سنگ باشه سنگ سفيد..

تو منو بغلم کني که نترسم..که سردم نشه..که نلرزم..

اينجوري که تو تکيه دادي به ديوار..پاهاتم دراز کردي..

منم اومدم نشستم جلوت و بهت تکيه دادم..

با پاهات محکم منو گرفتي ..دو تا دستتم دورم حلقه کردي..

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.bahar22.com

ادامه نوشته

حتی اگه نباشی

ميخواهمت چنان كه شب خسته خواب را

ميجويمت چنان كه لب تشنه آب را

محو توأم چنان كه سناره به چشم صبح

يا شبنم سپيده دمان آفتاب را

بي تابم آنچنان كه درختان براي باد

يا كودكان خفته به گهواره،خواب را

بايسته اي چنان كه تپيدن براي دل

يا آنچنان كه بال پريدن عقاب را

حتي اگر نباشي مي آفرينمت

چونان كه التهاب ببابان سراب را

اي خواهشي كه خواستني تر ز پاسخي 

  با چون تو پرسشي ،چه نيازي جواب را...

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.bahar22.com

ادامه نوشته

سوختن عشق

سوختن؟رسم عاشقي اين نيست كه تك و تنها بسوزي و ديگر نماني...

كاش ميدانستيم كه زود تر از ما عشق ماست كه براي دوري ما ميسوزد و ميسازد... كاش ميفهميديم كه قدر بودن... قدر عاشقي...قدر عشق چيست و چقدر است كاش بيراه نميرفتيم و ميمانديم چون روز اول عاشق عاشق...

بازي با كلمات قشنگ است بازيگري حرفه اي ميخواهد اما قسم كه حقيقت عشق وجود هر گونه بازي و بازيسازي را بي نياز از دروغ و نيرنگ ميسازد...

نميدانم!بلد نيستم!من نميدانم دل سوختن براي چيست؟مرا سوختني نباشد جز براي عشقم براي او براي بودن با او و دور ماندن از او ميسوزم آري اما نه به درد اين بازيگر قهار و خوشرنگ زندگي نه به سختي و دلتنگي...

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.bahar22.com

آري ميسوزم از درد دور بودن و عاشقي اما نميدانم چرا...؟خودي ديگر برايم نمانده است نميخواهم خودي را كه ز عشقم دور ميسازد نميخواهم ميسوزانمش آري ميسوزانمش هر دل و هر نگاهي كه مرا دور سازد از عشقم و ميبوسم و ميبويم و ميجويم دمي را دستي را نگاهي را هر نسيم و بادي را كه وجودم را به او و عشقم نزديك سازد

من بنده عشقم بنده عاشق

دستان عزیز

می دونی فاصله بین انگشتات به خاطر چیه؟
برای اینکه یه نفر دیگه با انگشتاش جای خالی رو پر کنه
پس به دنبال دستی باش که تا ابد بتونه دستت رو بگیره

ادامه نوشته

دلتنگی برای او

خیال نکن که بی خیال از تو و روزگارتم ....

 به فکرتم....

     به یادتم ....        زنده به انتظارتم ....

ادامه نوشته

تقدیم به تو

تقدیم به آن
آن که هم تکه ای از آسمان در چشمانش
جرعه ای از دریا در دستانش
و تجسمی زیبا از خاطره ی ایثار گل های سرخ
در معبد ارغوانی دلش
به یادگار مانده است

مثل اون لب های بسته که دیگه حرفی ندارم
مثل این دست های بی جون که به هم پناه میارن
مثل اون خاطره ای که تو نگاه آینه مرده
مثل اون ترانه ای که تورو یاد من آورده
خسته ام خسته ی خسته
خسته از ندیدن تو
چرا قسمتم نمی شه لحظه رسیدن تو

مثل قطره های بارون که تو چنگ ابر اسیرن

یا شقایق های تشنه که بدون آب می میرن
یا مث روزهای برفی که تن آفتاب و می خوان
مثل خاطرات کهنه  که به یاد تو نمی یاد
خسته ام خسته ی خسته
خسته از ندیدن تو
چرا قسمتم نمی شه لحظه رسیدن تو

دوست

یکی را دوست می دارم ولی او هرگز نمی داند *

*نگاهش می کنم شاید بخواند در نگاه من که او را دوست می دارم*

*ولی افسوس او هرگز نگاهم را نمی خواند *

به برگ گل نوشتم من که او را دوست می دارم *

*ولی افسوس او گل را به زلف کودکی آویخت تا او را بخنداند*

به مهتاب گفتم ای مهتاب :سر راهت به کوی او سلام من رسان و گو تو را من دوست می دارم*

*ولی...*

*افسوس چون مهتاب به روی بسترش لغزید یکی ابر سیه آمد که روی ماه تابان را بپوشاند *

*صبا را دیدم و گفتم :صبا  دستم به دامانت بگو از من به دلدارم تو را من دوست می دارم*

*ولی افسوس و صد افسوس ز ابر تیره برفی جست که قاصد را میان راه بسوزاند*

*کنون وامانده ام از هر جا دگر با خود کنم نجوا*

*یکی را دوست می دارم ولی افسوس او...*

*هرگز نمی داند...*

خودکشی

مي دوني يه اتاق باشه ..... گرم گرم .... روشن روشن تو باشي منم باشم
کف اتاق سنگ باشه.. سنگ سفيد..تو منو بغل کردي که نترسم سردم نشه
نلرزم
مي دوني ؟
تو منو بغل کردي طوري که تکيه دادي به ديوار پاهاتم دراز کردي...منم اومدم نشستم جلوت بهت تکيه دادم

دو تا دستاتو دور من حلقه کردي بهت ميگم چشماتو مي بندي؟...مي گي : آره
چشماتو مي بندي بهت مي گم : قصه مي گي تو گوشم ؟
مي گي : آره
و شروع مي کني به قصه گفتن تو گوشم
آروم آروم.......قصه مي گي
يک عالمه قصه بلندو طولاني که هيچ وقت تموم نمي شه
مي دوني ؟

مي خوام رگمو بزنم
چون دست چپ...يه حرکت سريع.. يه جمله ي عميق بلدي ؟
نه واي !!! تو که نمي بيني
و نمي دوني که مي خوام رگمو بزنم
تو چشماتو بستي نمي بيني .....

من تيغ و از جيبم در ميارم.... نمي بيني که سريع مي برم
نمي بيني که خون فواره مي کنه... روي سنگ هاي سفيد و
نمي بيني که دستم مي سوزه
من لبمو گاز مي گيرم که نگم : آخ
که تو چشماتو باز نکني و منو نبيني
تو داري قصه مي گي و هيچ چيز رو نمي بيني
من دارم دستمو نگاه ميکنم
دست چپمو.....خون ازش مياد

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com
مي دو ني ؟
دستمو مي ذارم رو زانوهام
خون از روي زانوهام مي ريزه کف سنگها
مسيرش قشنگه.....حيف که چشمات بسته است
نمي بيني .....
تو بغلم کردي نمي بيني که سردم شده
محکمتر بغلم مي کني تا گرمم شه
مي بيني که نا منظم نفس مي کشم
تو دلت مي گي آخي............
نفسم گرفت.. مي بيني ولي محکم تر بغلم مي کني

سردتر مي شم ...مي بيني که ديگه نفس نمي کشم
چشماتو باز مي کني و مي بيني من مردم .. مي دوني ؟
مي ترسم خودمو بکشم
از سرد شدن... از اين هايي که مردن... از خون ديدن

ولي وقتي بغلم کردي ديگه نترسيدم
مردن خوب بود
آروم آروم ...در کناره تو ... و در آغوشه تو ...
گريه نکن
من ديگه نيستم که ببوسمت.....بگم خوشکل شدي
تو خيلي گريه مي کني
دلم مي شکنه ... دلم نا زکه... نشکونش
باشه ؟
من مردم ولي تو باورت نمي شه
تکونم مي دي که بيدار شم
فکر مي کني مثل هميشه قصه گفتي و من خوابيدم
مي بيني نفس نمي کشم ....ولي بازم باور نمي کني
اونقدر محکم بغلم مي کني که گرمم شه... اما فايده نداره
من مر دم ... ولي براي تو زنده ام
پس هر شب به اين باغ بيا .... ولي گريه نکن
مي خوام يه چيزي بهت بگم مي دوني ؟
دوستت دارم

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

رفاقت

زمان!

به من آموخت که دست دادن معني رفاقت نيست....

بوسيدن قول ماندن نيست.....

و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست .....

هيچ وقت دل به کسي نبند

چون اين دنيا اين قدر کوچيکه

که توش دو تا دل کنار هم جا نميشه ...

اگر هم دل بستي هيچ وقت ازش جدا نشو

چون اين دنيا اين قدر بزرگه که ديگه پيداش نمي کني ....

هر وقت احساس کردي در اوج قدرتي به حباب فکر کن....

بهتره اهالي رويامونو بدون توقعي ، جواب كنيم

نبايد حتي رو بهترين كسا توي بدترين جاها ، حساب كني...

 تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

ادامه نوشته

عزیزدلم دوستت دارم

عزيزم دنيا خيلي بزرگ است ، اين دنيا پر از عاشق و معشوق است ،
پر از ليلي و مجنون است، اما همه عاشقان يك سو ،
و من و تو نيز يك سوي ديگريم!
تو همان دنياي مني عزيزم ، به هر زيبايي هاي اين دنيا كه
مي نگرم تو را ميبينم .


تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com خیلی دوستت دارم ،

آنقدر دوستت دارم كه ديگر هيچگونه جاي ابرازي براي آن نيست!
با تو پر از اميدم ، و رنگ خوشبختي را خوش رنگ از گذشته مي بينم
با تو قلب من خوشبخت ترين قلب دنياست ، با تو اين دنيا برايم همان بهشت است!

عزيزم دوستت دارم … چون كه در ميان اينهمه عاشقان تو
توانستي بماني با قلبم ، بسازي با احساسم و درك كني زندگي ام را !
عزيزم دوستت دارم… چون كه اين قلب كوچك و پر از عشق مرا

در قلبت طلسم كرده اي و نگذاشتي هيچ كس ديگر قلب مرا از تو بگيرد !


اينبار با فرياد ، با چشمهاي گريان ، با قلبي عاشق ،

با اراده و با احساسي پرا از دوست داشتن ميگويم كه
دوستت دارم تا همه عاشقان فرياد مرا بشنوند و
به من بنگرند و شرمنده شوند

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

شرمنده

بارالها !

 من ذالذی ذاق حلاوة محبتک فرام منک بدلا

و من ذالذی انس بقربتک فابتغی عنک حولا

خداوندا !

 کیست که ساغر محبت از دست تو نوش کرد

و حلقه بندگی دیگری به گوش کرد؟

 امیدا ! 

 کدامین کهکشان بر گرد تو گشت و

 واله و حیران تو نگشت؟

 عزیزا !

 کدامین نیلوفر آبی به عشق تو سر فرا آورد و

 جاذبه مهر تو دید و به برکه گریخت؟

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

ادامه نوشته

محرم دل

هرنگاهی محرم دیدارروی یارنیست

هر دلی درعاشقی خوش دست وشیرین کارنیست

یاد باد آن روزگارای دل که یاری داشتی

در میان باده نوشان اعتباری داشتی

از گذرها می گذشتی خیره سرهنگامه جو

روزو شب با یار یک دل می نشستی روبه رو

حالیا حالیا بی های وهویی آن سرافرازی چه شد

یار را بازی گرفتی آخر بازی چه شد

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

ادامه نوشته

نی لبک

چقدر شبیه تو بود آنکه نی لبک میزد
     
به زخمهای کهنه ی من بی امان نمک میزد
      شبی رسید از آنجا، کجا؟! نمیدونم ؟!
          ولی به چشم ، نه حتی به دل کلک میزد
         به اوج شانه ی او هق هقی نمیبارید      
         گمان کنم که دلش بی صدا ترک میزد        
      همیشه پشت تمام ترانه ها پنهان بود    
    به شاه بیت غزلهایم نا خنک میزد     
     شبی نیامد و در رسم لحظه ها گم شد
و باد ردّ ِ نگاه مرا کتک میزد
شکست باور پنجره در چشمان من
 از آن حقیقت حرفی که قاصدک میزد
                       شنیده بودم به دنبال همصدا میگشت                     
چقدر شبیه تو بود آنکه نی لبک میزد 

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com 

ادامه نوشته

ای کاش

کاش میدیدم چیست

 آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست!

 آه وقتی که تو لبخند نگاهت را

 می تابانی

 بال مژگان بلندت را

 می خوابانی

 آه وقتی که تو چشمانت

آن جام لبالب از جان دارو را

سوی این تشنه جان سوخته میگردانی

موج موسیقی عشق از دلم میگذرد

روح گلرنگ شراب

در تنم میگردد

 دست ویرانگر شوق

پرپرم میکند ای غنچه رنگین پرپر

من در آن لحظه که چشم تو به من مینگرد

برگ خشکیده ایمان را

در پنجه باد

رقص شیطانی خواهش را

در آتش سبز

نور پنهانی بخشش را

در چشمه مهر

اهتزاز ابدیت را میبینم

پیش از سوی نگاهت نتوانم نگریست

اهتزاز ابدیت را یارای تاماشایم نیست

کاش میگفتی چیست

آنچه از چشم تو تاعمق وجودم جاریست.

فاصله

فاصله دختر بچه تا پیرمرد یک نفر بود؛

روی نیمکتی چوبی؛ روبه روی یک آب نمای سنگی.

 پیرمرد از دختر پرسید :

 - غمگینی؟

دختر- نه .

 - مطمئنی ؟

دختر- نه .

 - چرا گریه می کنی ؟

دختر- دوستام منو دوست ندارن .

 - چرا ؟

دختر- چون قشنگ نیستم !

- قبلا اینو به تو گفتن ؟

دختر- نه


- ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم !

دختر- راست می گی ؟

 - از ته قلبم آره...

 دخترک بلند شد پیرمرد را بوسید و به طرف دوستاش دوید؛

 شاد شاد... چند دقیقه بعد پیرمرد اشکهایش را پاک کرد؛

 کیفش را باز کرد؛

 عصای سفیدش را بیرون آورد و رفت!!!

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

 

 

دلم گرفته

دلم گرفته آسمون نمیتونم گریه کنم

شکنجه میشم از خودم نمیتونم شکوه کنم

انگاری کوه غصه ها رو سینه من اومده

آخ داره باورم میشه خنده به ما نیومده

دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم

تو روزگار بی کسی یه عمرکه دربدرم

حتی صدای نفسم میگه که توی قفسم

 من واسه آتیش زدن یه کوله بار شب بسم

دلم گرفته آسمون یه کم منو حوصله کن

منم که از این روزگار یه خورده کمتر گله کن

منو به بازی میگیرن عقربه های ساعتم

برگه تقویم میکنه لحضه به لحضه لعنتم

آهای زمین یه لحضه تو نفس نزن

 نچرخ تا آروم بگیره یه آدم شکسته تن..........

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

 

دلتنگی عزیز

دلم برات تنگ شده کجایی پس؟

شرمنده...زیادی خواستنی بودی

یاشاید زیادی خواستمت

اما دست خودم نبود

که دیگرنتوانستم بخندم

این روزا باز دلم گرفته خیلی

نه از نیامدنت .... نه به خاطر نداشتنت

با وجود خیالت که سایه به سایه با من است

خیلی تنها مانده ام

ودلم جزتو کسی را نمی خواهد

تا آمدنت دردهایم را مخفی میکنم

میدانم یک روز

مرابه آغوش بزرگت راه میدهی

یک روز دست های مردانه ات

اشک هایم را کنار میزند

ومن فراموش میکنم

از دیر آمدنت گلایه کنم

از شب های تلخ دلتنگی

از حسادت انگشت های تنهایم

به تمام دست هایی

که گاهی در دست هایت گره می خورند

می دانم یک روز

در برابر التماس کهنه ی  چشم هایم

سرت را به نشانه ی تایید پایین می آوری

پس صبر میکنم

هر کجا باشم....

منم ویادت....نامت....خیالت......رویایت   !!!

و قلبم با همه بیگانه خواهد ماند

قول می دهم..!!!

ادامه نوشته

سراغ

یه روزی قدرمو میدونی که دیره

روزی که کسی سراغت رو نمیگیره

یه روزی میدونی من کیو چی بودم

روزی که از نبودنم غصت میگیره

باشه خوبم از کنارت ساده میرم

با وجود اینکه میدونم میمیرم

به خدا قدرم رو میدونی یه روز

روزی که از تو جدامیشه مسیرم

قدرم رو میدونی یه روز

یادم می افتی شب و روز

صدام تو گوشت میپیچه

مثل یه آه سینه سوز

حسرت یک لحظه نگام

دلتنگ میشی بدجور برام

اون روزا دور نیست به خدا

حتی به خوابت نمیام

یه روزی قدرمو میدونی که دیره

اسم من از توی لحظه هات نمیره

دیگه نیستم اون شبای پرستاره

وقتی که دلت بهونم رو میگیره

اما اون روزو خداکنه نباشم

نشنوم از رفتن من غصه داری

من میبینم اون شبایی رو که

واسه گریه شونه هام رو کم میاری

 

تنهاتودرکنارمن بمان خدا

ديشب براي خودم چه عاشقانه گريستم

دلتنگ مثل هميشه در سكوت خانه گريستم

تنديس بغض دلم شكست

ذره ذره شدم خدا از بس كه مبهم و بي نشان در كرانه گريستم

در چارچوب دل زخميم به ياد تو آهسته آهسته بي بهانه گريستم

آري زبان دلم بريده شد از غم بي وفايي ها

وقتي در سكوت خانه دلم شكست آه ... اي خدا تنها تو در كنارم بودي

وقتي كه من باخته باشم ، وقتي كه از ياد رفته باشم

وقتي كه سوخته باشم ...

باشد يا نباشد تفاوتي نخواهد كرد

اينجا آفتاب مي تابد ... اما هوا سرد است

رهگذري بيكار با نوك خنجرش

نامش را بر ديواره ي متروكه ي قلبم حك كرده است ...

نمي داني كه جاي هر حرفش چقدر درد دارد آه ... اي خدا آه

آه خـــــــــــدايا تنها تو در كنارم بمان ... تنها تو ...

دنیای ما

دنیای ما دنیای بده بستان است ...

دنیای از این دست بده با آن دست بگیر...

دنیای عمل و عکس العمل ...

دنیای کنش و واکنش !!!

بسوزانی . سوزانده خواهی شد ... نه حتی حالا ... به زودی ....منتظرباش !

آزار دهی . آزرده خواهی شد..نه حتی به زودی ... اما چشم به راهش باش !

دنیای ما دنیای سرشکستگی ها و دل شکستگی هاست !

دنیای ضرب و جرح!

جراحت چشم و دست...قلب وروح !!!

.... اما مجروح روح را توان داد و بیداد نیست !!

توان اعتراض نیست !!

تنها باید صبور باشد و پرطاقت !!

... تا بزرگ شود ...

تا جراحتش کوچک  ...

اما نه محو !!

حتی جراحت های کوچک تا آخرین لحظه ی زندگیت همراهت خواهند بود !

جای زخم های کوچک اما دوست داشتنی !

جای زخم های کوچک که عاشقشان هستی !

... چون جای خنجری بوده اند از طرف دوست !

دنیای ما دنیای همین دوست داشتن ها و زخمی شدن هاست !!

اسمان

 

غربی ترین نقطه آسمان پایان است محل تلاقی رنگ های سرخ گون  

همانجا که آسمان بی پروا زمین را می بوسد و بی اختیار خورشید

شرمگین را از نظر ها دور می سازد و اما خورشید به انتظار طلوعی دیگر

رخ نمودنی دوباره هستی عاری از جدایی وبودنی فرای تمام بودن ها  

زمین می آرامد و خورشید در التهاب این رسیدن می سوزد 

من به خورشید اعتقاد دارم حتی اگر ندرخشد  

من به عشق اعتقاد دارم حتی اگر تنها باشم  

من به خدا اعتقاد دارم حتی اگر ساکت باشد

 

ادامه نوشته

ستاره

مرا شبیه خودم مثل یک ستاره بکش!

شبیه من که نشد خط بزن دوباره بکش


مرا شبیه خودم در میان آتش و دود

شبیه چشم و دلم غرق صد شراره بکش


و بعد دست بکش بر شراره ام یک شب

بسوز و قلب مرا پاره پاره بکش


و زخم های دلم را ببین و بعد از آن

لباس بر تن این قلب بی قواره بکش


بخند!خنده ی تو شعله می زند بر من

بخند و شعله ی من را به یک اشاره بکش

 



برای بودن من عشق را نشانه بگیر

و خط رد به تن هرچه استخاره بکش


ببین ستاره شدم با تو ای بهانه ی من

مرا شبیه خودم!مثل یک ستاره بکش

ادامه نوشته

مدل لباس

انتظار

نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ...

ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...

کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ...

کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.bahar22.com

و دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است

میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم...

کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم...

میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود

 میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت ...

انتـــــــــــــــــــــــــــــظار ...

شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهيه . اما

عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

ادامه نوشته